حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 92

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

معروف و يكى از جنگيهاى يونانى در دشت ماراتن معلوم است كه نسبت بداريوش احترام زياد داشته‌اند بعضى از محقّقين داريوش را مهمترين شاه ايران قديم دانسته و فقط انوشيروان را طرف مقايسه با او قرار داده‌اند « 1 » چهارم - خشيارشا « 2 » در ابتداء همه تصوّر ميكردند كه ( ارته‌برن ) پسر داريوش از زن « 3 » اوّلى او وليعهد خواهد شد و ليكن داريوش چندى قبل از فوت خود پسرى را كه از آتس‌سا « 4 » دختر كوروش بزرگ داشت وليعهد نمود و همه تمكين كردند اسم او خشيارشا است ( كزرك‌سس يونانيها ) خشيارشا در سنّ 34 سالگى به تخت نشست و در ابتداء سلطنت توجّه خود را بمصر كه شوريده بود و شخصى خبش نام در آنجا سلطنت ميكرد معطوف داشته شورش را فرونشاند ( 484 ق . م . ) بعد شورش بابل را بر طرف كرد توضيح آنكه اين شهر را پس از چند ماه محاصره گرفت و اين دفعه چنان كه هرودوت گويد بر خلاف دفعات گذشته شهر دچار غارت شد و خزانه ربّ النّوع بابليها ( بل‌مردوك ) نصيب فاتحين گرديد بعد از اين دو كار خشيارشا به تهيّه جنگ با يونان پرداخت . [ لشگر كشى به يونان ] نوشته‌اند كه در ابتداء شاه مزبور نميخواست با يونان جنگ كند و اهميّتى بعدم بهره‌مندى ايرانىها در ماراتن نمىداد و ليكن مردونيه براى حفظ ابهّت ايران خشيارشا را به جنگ تشويق كرد معلوم است كه فراريها و رانده‌هاى يونانى كه دشمن حكومت ملّى در يونان بوده و در دربار ايران اقامت داشتند نيز با اين خيال همراهى ميكردند تداركات اين جنگ چنان كه هرودوت گويد در مدّت سه سال ديده شد و براى محلّ اجتماع كلّ لشگرها كاپادوكيّه « 5 » واقع در آسياى صغير انتخاب

--> ( 1 ) - نلدكه ( تتبّعات تاريخى راجع بايران قديم ) ( 2 ) - در كتيبه‌هاى خود اين شاه خود را چنين ناميده ( 3 ) - دختر گبرياس يعنى همان كسى كه در واقعه بردياى دروغى همدست داريوش بود ( گئوبروو ) ( 4 ) - ATOSSA ( 5 ) - CAPPADOCE نقش‌رستم - مقبرهء داريوش اوّل و بعضى از شاهان هخامنشى